فلسفه حجاب (5)

عده ای حجاب و پرده نشینی زنان را بخاطر ناقص بودن و کمبود داشتن زنان نسبت به مردان می دانند که این نقصان را از دو جهت مورد توجه قرار می گیرد: اولا از حیث جسمی نسبت به مردان و در ثانی از جهت خونریزی های سه گانه ای که زنان دارند و سبب تحقیر شدن شان می شود. اینکه عادت ماهیانه زنان نوعی پلیدی و نقص باشد، فکری است که از قدیم در میان بشر وجود داشته است و به همین جهت زنان در ایام عادت شان مانند جسمی پلید در گوشه ای محبوس می شدند و از آنها اجتناب می شد.این طرز برخود با زنان، کم کم موجب پرده نشینی و محجوب شدن زن در طول تاریخ شده است و از این رو بعضی معتقد شده اند که علت حجاب و پوشش زن در ادیان آسمانی نیز، همین طرز فکر نسبت به زن بوده است.
یهودیان و زرتشتیان با زن حائض ماند یک شیءپلید رفتار می شده است و از این جهتهم در زن و هم در مرد این فکر بوچود امده است که زن موجود پلید و پست است؛ ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن خود آورده است:
« پس از داریوش مقام زن مخصوصا در میان طبقه ثروتمندان تنزل پیدا کرد. زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی خود را حفظ کردند. ولی در مورد زنان دیگر گوشه نشینی در زمان حیض که برایشان واجب بود، رفته رفته امتداد پیدا کردو سرتاسر زندگی اجتماعی شان را فرا گرفت.» {1}




بررسی این نظریه:
در اسلام و با بررسی روایات ائمه معصومین علیه السلام چنین نظریه ای مورد تایید نیست و نمی تواند سبب تشریع حکم حجاب و پوشش در اسلام باشد.
اما جایگاه زن حایض در اسلام، با آنچه در قدیم مرسوم بوده است متفاوت است. زمانی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد این عادت زنان سوال شد، آیه ای که نازل شد، این نبود که حیض پلیدی است و زن حایض پلید است و با او معاشرت نکنید، بلکه آیه چنین بود:

« یسئلونک عن المحیض قل هو اذی فعتزلوا النساء فی المحیض»

پاسخ رسید که حیض نوعی بیماری تن است و در حین آن بیماری از همخوابگی با او احتراز کنید و نه از معاشرت با او!

ادامه نوشته

فلسفه حجاب (4)

فلسفه چهارم در باب حجاب و پوشش، شباهت زیادی به فلسفه قبلی یعنی استثمار زن دارد اما از جنبه ی دیگری دارای تفاوت است و آن اینکه استثمار زن در بحث قبلی از جهت اقتصادی بود اما در این بحث از حیث اخلاقی لحاظ شده است. علت حجاب زن را عده ای حس خود پرستی و حسادت مرد، نسبت به دیگر مردان دانسته اند که آن باعث شده است تا زن خود را با پوشش از دیگران مصون و دور نگه دارند.
به عقیده ی این دسته؛ مذهب نیز با اینکه با خود خواهی ها و خود پرستی ها در همه ی زمینه ها مبارزه کرده اند اما برعکس در این مورد بر حسادت مرد صحه گذاشته است و ان را مقبول فرض کرده و در این راستا به وضع قانون پرداخته است. برتراند راسل می گوید:« بشر توانسته است تا حدی در مورد مال و ثروت بر خودخواهی و بخل غالب گردد ولی در مورد زن نتوانسته است بر این خودخواهی تسلط پیدا کند. » از نظر راسل "غیرت" صفت ممدوحی نیست و ریشه آن نوعی بخل و امساک است.
مفهوم سخن راسل این است که اگر بذل و بخشش در مورد ثروت خوب است، در مورد زن نیز خوب است. چرا بخل و حسادت در مورد مال نکوهیده است ولی در مورد زن ستوده است؟ چرا اطعام دادن و بذل و بخشش مالی از لحاظ اخلاق اقتصادی مورد تمجید و ستایش است ولی همین بذل و بخشش و گذشت در اخلاق جنسی مذموم؟!
به عقیده ی این دسته، این تفاوت علت معقولی ندارد و اخلاق نتوانسته است در مورد امور جنسی بر خودخواهی و تسلط جویی بشر غلبه کند. بلکه برعکس تسلیم خود پرستی مرد شده و صفت "غیرت" را از طرف مرد و "پوشش" را از طرف زن پسندیده دانسته است.

بطور خلاصه: غیرت مرد = حجاب زن




بررسی این عامل از نظر اسلام:
اولین چیزی که باید آنرا بررسی کنیم فرق بین غیرت و حسادت است، اینکه آیا غیرت همان حسادت است که تنها تغییر اسم داده است؟ و در آخر اینکه آیا ریشه پوشش و حجاب اسلامی، احترام به حس غیرت مرد ایت و یا جهات دیگری منظور است؟

ادامه نوشته

فاطمیه


داستان را که از زبان پدر شنید گفت : بابا .. اینقدر مظلومانه شهید میشویم و کسی بر غم ما اندوهگین نمیشود ؟

رسول خدا گفت : دخترم ، به خدا سوگند مردمانی در آخرالزمان ظهور میکنند که آنچنان بر تو گریه کنند و ضجه زنند زهرا که گویی مادر خویش از دست داده اند .

زهرای اطهر منتظر ظهور ما بود ... مردم بدانید که لشکر فاطمه آمد ...