سبک زندگی تأثیر مستقیم بر آسیب های اجتماعی دارد
سبک زندگی و شیوه زندگی و در واقع رفاه و
تامین اجتماعی مردم از الویت های جامعه شناسی است یعنی جامعه شناسان می
گویند تا زندگی مردم از نظر رفاه و تامین اجتماعی به حد مطلوبی نرسد نمی
توان صحبت از توسعه یافتگی کرد چون بخش مهم توسعه یافتگی به تامین و رفاه
اجتماعی مربوط می شود. بنابراین بالا بردن و بهبود سبک زندگی مردم می تواند
یک عامل توسعه یافتگی و یکی از شاخص های توسعه یافتگی باشد.

علم و دانش و فن و تکنولوژی همه و همه برای بهبود سبک زندگی
مردم است در واقع همه دولت ها کوشش می کنند که با استفاده از نو آوری ها
،تکنولوژی ، ابداعات و اختراعات سبک و وضعیت زندگی مردم را بهبود ببخشند.
به همین دلیل شاخص توسعه یافتگی مهم است چرا به ما می گویند جهان سوم؟ چون
سبک زندگی و اصول زندگی ما به دلیل مشکلات و معضلاتی که نتوانستیم آنها را
حل کنیم مناسب توسعه یافتگی نیست و افکار ما ذهنیت ما صحیح نیست.
سبک زندگی تاثیر مستقیم بر آسیب های اجتماعی دارد،تصریح کرد: زمانیکه از امکانات و توقعات متناسب و درست زندگی که برای یک زن و شوهر باید فراهم باشد فراهم نیست، آمار طلاق افزایش پیدا می کند. با رابطه نامشروع پیوندهای خانوادگی ضعیف می شود و رفتار و کردار تغییر می کند در نتیجه شیوه زندگی اجتماعی تغییر می کند کسی که این گزینه ها را ندارد نمی تواند زندگی مناسبی داشته باشد البته این موارد لازم هست اما کافی نیست.
ما ممکن است مانند کشورهای توسعه یافته همه امکانات زندگی را داشته باشیم اما باید دقت کرد که طلاق در این کشورها بالا است و برخی از کشورها آمار طلاق 50-60 درصد است. اقتصاد و استفاده از تکنولوژی برای بهبود زندگی لازم است اما باید ذهنیت مردم تغییر کند.
تا زمانی که ذهنیت مرد و زن نسبت به سبک و شیوه زندگی تغییر نکند طلاق کاهش پیدا نمی کند. بررسی ما روی طلاق نشان می دهد که طلاق در طبقه پایین که نزدیکی فکری و ذهنی دارند و پایبند به سنت ها هستند، بالا است. طلاق در طبقه بالا هم به دلیل امکانات و تناسب فکری و اینکه زن نمی خواهد امکانات را از دست بدهد کم است اما در طبقه متوسط طلاق بالا است چرا که ذهنیتشان از اصول زندگی صحیح نیست و دو ساخت فکر متفاوت دارند و در نتیجه طلاق بالا است.
سبک زندگی تاثیر مستقیم بر آسیب های اجتماعی دارد،تصریح کرد: زمانیکه از امکانات و توقعات متناسب و درست زندگی که برای یک زن و شوهر باید فراهم باشد فراهم نیست، آمار طلاق افزایش پیدا می کند. با رابطه نامشروع پیوندهای خانوادگی ضعیف می شود و رفتار و کردار تغییر می کند در نتیجه شیوه زندگی اجتماعی تغییر می کند کسی که این گزینه ها را ندارد نمی تواند زندگی مناسبی داشته باشد البته این موارد لازم هست اما کافی نیست.
ما ممکن است مانند کشورهای توسعه یافته همه امکانات زندگی را داشته باشیم اما باید دقت کرد که طلاق در این کشورها بالا است و برخی از کشورها آمار طلاق 50-60 درصد است. اقتصاد و استفاده از تکنولوژی برای بهبود زندگی لازم است اما باید ذهنیت مردم تغییر کند.
تا زمانی که ذهنیت مرد و زن نسبت به سبک و شیوه زندگی تغییر نکند طلاق کاهش پیدا نمی کند. بررسی ما روی طلاق نشان می دهد که طلاق در طبقه پایین که نزدیکی فکری و ذهنی دارند و پایبند به سنت ها هستند، بالا است. طلاق در طبقه بالا هم به دلیل امکانات و تناسب فکری و اینکه زن نمی خواهد امکانات را از دست بدهد کم است اما در طبقه متوسط طلاق بالا است چرا که ذهنیتشان از اصول زندگی صحیح نیست و دو ساخت فکر متفاوت دارند و در نتیجه طلاق بالا است.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۲۸ ساعت 22:4 توسط گل یاس
|