* فضايل فاطمي

زهراي اطهر(س) انساني چند بعدي و در تمام جنبه هاي انساني در اوج کمال بود. حضرت زهرا(س) بيشتر اوقات شب را به عبادت مشغول مي شد. حسن بصري مي گويد: «در اين امت، عابدتر از فاطمه(س) نيامده است، آنقدر نماز و عبادت را ادامه مي داد که پاهايش ورم مي کرد. رسول ا... درباره فاطمه(س) فرمود: اي سلمان به راستي که خداوند قلب و تمام اعضاي فاطمه تا استخوان هايش را از ايمان و يقين آکنده ساخته، به گونه اي که او غرق در اطاعت پروردگار است و يا در جايي ديگر مي فرمايد: وقتي دخترم فاطمه در محراب عبادت مي ايستاد همچون ستاره اي براي ملائکه آسمان مي درخشيد. خدا به ملائکه مي گويد: اي ملائکه بنگريد به بهترين بنده من فاطمه، او در مقابل من ايستاده و از خوف من تمامي وجودش مي لرزد و با تمامي حضور قلبش به عبادت من روي آورده.

فاطمه به هنگام عبادت آنچنان در معشوق غرق مي شد که با گذشت ساعتها، گذر زمان را حس نمي کرد. اما در وقت حمايت از رهبري و ولايت، تو گويي جز سياست کار ديگري نداشت و تا پاي جان مي ايستاد و جوانمردانه افشاگري مي کرد.


امام صادق(ع) مي فرمايد: «وقتي در محراب عبادت به نماز مي ايستاد براي آسمانيان مي درخشيد، همان گونه که نور ستاره ها براي زمينيان.”(و به همين علت وي «زهرا» لقب داده اند). زهرا(ع) هرگز از انجام عمل خير دريغ نمي کرد.

روزي پيرمرد فقير و گرسنه اي نزد پيامبر اکرم(ص) آمد و درخواست کمک کرد. پيامبر فرمود: اکنون چيزي ندارم ولي «راهنماي خير چون انجام دهنده آن است.” سپس او را به منزل فاطمه(س) راهنمايي کرد. زهرا(س) فرمود: ما نيز اکنون در خانه چيزي نداريم، سپس گردن بندي را که دختر حمزَ بن عبدالمطلب به او هديه کرده بود از گردن باز کرد و به پيرمرد فقير داد و.... زهرا(ع) و خاندان ايشان به امر پيامبر(ص) براي شفاي حسنين(ع) سه روز روزه نذر کردند، واقعه اي که در نهايت به نزول آيات سوره دهر(و يطعمون الطعام علي حبه مسکينا و يتيما واسيرا. انما نطعمکم لوجه ا... لا نريد منکم جزاءا و لا شکورا) منتهي شد.

حضرت فاطمه(س) مي فرمايد: اي علي! من از پروردگارم شرم دارم که چيزي از تو درخواست کنم که توان برآوردن آن را نداشته باشي، ماجراي پيراهن شب عروسي که حضرت زهرا(س) آن را به زني مستمند بخشيد و يا گفتار ماندگار «الجار ثم الدار» وي و... همه گوشه اي از ايثارگري هاي اين بانوي فرهيخته وبا عظمت است. براساس اسنادي که در دست و مورد قبول و اتفاق فريقين است، خداوند در قرآن او را کوثر يا خير کثير ناميد و اساس نزول آن کوتاه کردن شر سخن مشرکان از سر پيامبر(ص) بود. گل ياس پيامبر؛ مصداق آيه نسائنا، در داستان مباهله است که بين پيامبر(ص) و مسيحيان نجران پديد آمد. دختر معصوم روضه نبوي مصداق بارز آيه تطهير(انما يريد ا... ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيراً) در قرآن است.

در کتاب صواعق المحرقه، تفسير طبري، و کتب ديگر از رسول خدا نقل شد که اين آيه درباره من و علي(ع) و حسن و حسين(ع) و فاطمه(س) نازل شده است و طبري در تفسير خود 15 روايت به سندهاي مختلف در اين باره ذکر مي کند. دردانه رسول اکرم، مصداق ذي القربي در(قل لا اسالکم عليه اجرا الا المودَ في القربي) است، اومصداق همان ذي القربايي است که در قرآن مودت او درخواست شده، براستي از او خويشاوندتر به پيامبرکيست؟

به حقيقت بايد چشم بصيرت داشت تا گوشه اي از سراپرده جلال فاطمي را درک نمود. دختر وحي، آزاد ساختن بردگان در نظرش کاري بسيار ارزشمند بود، گردنبندي را که علي(ع) برايش خريده بود، فروخت و با پول آن برده اي خريد و آزاد کرد. پيامبر اکرم(ص) از اين کار دخترش بسيار شادمان شد و او را ستود.

فاطمه زهرا(س) فرمود: «هر کس عبادت خالص خود را به سوي پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترين مصلحت خود را به سوي او مي فرستد.”

* منزلت فاطمه از سخن بزرگان و در کلام وحي

فاطمه(س) را نزد پيامبر احترامي عظيم بود، بسي فراتر از احترام پدري به دخترش و اين به گونه اي بود که حيرت ديگران را بر مي انگيخت، او با آن همه شأن و عظمت دست دخترش را مي بوسيد و به گفته عايشه هرگاه که فاطمه(س) بر پيامبر وارد مي شد، رسول خدا به احترامش از جاي بر مي خاست و پيشاني او را مي بوسيد، در هنگام ورود از او استقبال مي کرد و يا در هنگام خروج از محضرش مشايعتش مي فرمود.

پيامبر مي فرمايد: او برترين بانوي اسلام و سيده زنان عالم است. گاهي مي فرمود فاطمه(س) يک شاخه گل است(ريحانه)؛ زماني مي فرمود فاطمه(س) پاره تن من است(بضعة مني)، و گاهي مي فرمود فاطمه(س) عزيزترين مردم به نزد من است. مي فرمود دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند که خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مي دارد، يا مي فرمود هر که فاطمه(س) را شادمان کند، مرا شاد کرده است و هر که فاطمه را بيازارد، مرا آزرده است، با اين تذکر که شادي و غضب رسول خدا، همانند محبت و آزار خداوند است. رسول ا.. (ص)، بارها و بارها فاطمه(س) را ستود و از او تجليل کرد.

در مواقع بسياري مي فرمود: «پدرش به فدايش باد» و گاه خم مي شد و دست او را مي بوسيد. به هنگام سفر از آخرين کسي که خداحافظي مي نمود، فاطمه(س) بود و به هنگام بازگشت به اولين محلي که وارد مي شد، خانه او بود. گاه در جواب خرده گيران، لب به سخن مي گشود که خداوند مرا به اين کار امر نموده و يا مي فرمود: «من بوي بهشت را از او استشمام مي کنم.” باز در جاي ديگر ميفرمايد: اي سلمان! کسي که دخترم فاطمه را دوست داشته باشد، در بهشت با من است و کسي که دشمن او باشد در آتش است. سلمان! محبت فاطمه در صد مورد نافع است ]و مايه نجات [ که آسان ترينش مرگ، قبر، هنگام سنجش اعمال، و... مي باشد. امام صادق(ع) مي فرمايد: هر آن کس که فاطمه را آن گونه که بايد بشناسد، ليلة القدر را درک کرده و فاطمه را از آن رو فاطمه گفته اند که مردم از شناخت او عاجزند.

رسول خدا(ص) مي فرمايد: فاطمه فرشته اي در سيماي انسان است، هرگاه مشتاق بوي بهشت مي شوم دخترم فاطمه را مي بويم.

ريحانه نبي، گوهري تابناک در منظومه نسل پيامبر و فرشته اي است از ملکوت اعلي. او داراي درجه اي اعلي است که در عالم زنان همتايي و در عالم مردان کفوي جز علي(ع) برايش نيست.

* صبر فاطمه

کودکي ريحانه رسول(ص) با دوره نخست تبليغ دين در مکه توام بود. مشاهده پدر که به ضرب سنگباران زخمي شده، بخشي از سهم کودکي فاطمه(س) در رسالت دشوار رسول خدا محمد(ص) بود.

اوج اين سختي، در سه سال محاصره در شعب ابي طالب به وقوع پيوست قضاي الهي، در همان سالهاي تبعيد ومحاصره اقتصادي در شعب، مادر وابوطالب را در يک سال از او جدا کرد، رحلت مادر و ابوطالب مسؤوليت فاطمه رادر قبال پدر، افزود وپيامبراو را(ام ابيها) مام پدر ناميد. فاطمه زهرا(س) در آن روزها قد برافراشت و با دستهاي کوچک خود غبار محنت را از چهره پيغمبر زدود. دشمن شکمبه شتر يا گوسفند بر سر پدر مي ريزد و او با دستهاي کوچک خود آنها را از سر و روي پدر پاک مي کند. پدرش را کتک مي زنند و او از شدت تاثر مي گريد و پدر را نوازش مي کند.

بر بدن پدرش جراحات وارد مي کنند. او همچون پرستاري مهربان بر آن جراحات مرهم مي گذارد، آغاز نوجواني در مدينه با جنگهاي پي درپي عليه مسلمانان همراه شد. ياس نبي در غياب همسر خود که سردار بي بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين کارهاي خانه و رسيدگي به فرزندان خردسال را به دوش مي کشيد. فاطمه همدم رنجها و غصه هاي شوهر بود و او را پناه محسوب مي شد. علي(ع) مي فرمود: «وقتي به خانه مي آمدم و به زهرا نگاه مي کردم، تمام غم و اندوهم برطرف مي شد. هرگز کاري نکردم که فاطمه از من خشمناک و ناراحت شود. فاطمه نيز، هرگز مرا خشمناک نساخت. داستان دستان زهراي مرضيه(س) که از چرخاندن آسياب سنگي زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش که سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراي شبهاي خانه علي(ع) که فرزندان کوچکش گرسنه سر بر بالين مي گذاشتند، گوشه هايي از درد و رنج نوعروس آسماني اسلام است که همگي به پاي نونهال اسلام و براي جان گرفتن درخت رسالت بود، عزاي غمبار سيدالشهدا(ع) که بزرگترين مصيبت تاريخ بشر است، پيشاپيش، خاندان نبوت را به استقبال خود برد.

زهرا عصاره عصمت، آيينه پاکي و زلال کوثر است. فاطمه، ياس نبي است که شميم همه گلهاي عصمت را از او مي بوييم.

کلام آخر و پرسش نگارنده از خوانندگان اين نوشتار آن است که پاسخ شما به اين سوال چيست؟

تمامي ستارگان برخاک افتاده نام ونشاني برمزار خويش دارند، «مدينة النبي» «بقيع»، «نجف»، «مشهد الرضا»، «کربلا»، اما نام مزار مادر دلهاي بيقرار ما چيست که همچنان ناپيداست و با هزاران فانوس اشک هم نمي توانيم سراغ آن را بگيريم. آيا پنهان بودن قبر مبارک آن حضرت نشان ازآگاهي، درايت و آينده نگري آن حضرت و همسر مظلومش ندارد؟ علي و فاطمه اي که در امور دين به هيچ عنوان اهل مسامحه نيستند و به طور قطع از وصيت به تدفين پنهاني و ناشناخته ماندن قبور مطهرشان -که تا آن زمان شايد مرسوم نبوده است - هدفي سياسي را دنبال مي کرده اند، آيا اين عمل جز افشاي ستم غاصبان، نوعي اعلام نارضايتي از مردمان زمان و اعتراض به تنهايي حضرت علي(ع) مفهومي ديگر دارد.

آيا پنهان ماندن قبر پاره تن رسول خدا آن هم در شرايطي که کمتر از سه ماه از رحلت پيامبر اکرم مي گذرد، نوعي پيام رساني به تمامي اعصار براي بيان واقعيتي که اززمان درگذشت پيامبر تا پيوستن دختر گرانمايه اش به ايشان، رخ داده است نيست؟ واقعا چه اتفاقي افتاد که گل ياس پيامبر که همه مردم احترام پيامبر به اورا به کرات ديده بودند، به اين نتيجه مي رسد که وصيت کند پيکرش را شبانه غسل دهند و به خاک سپارند، آيا از اين تدبير قصدي غير از اين داشته اند که ظالماني که او را آزرده بودند، در مراسم دفن او حضور نيابند و از اين حضور، بهره برداري سياسي براي تطهير خود و توجيه کارهايشان نکنند.

منابع:

1 - فاطمه زهرا(س) تولد و لقبهاي او.

2 - رسول توده زارع، زندگينامه حضرت زهرا.

3 - مقدم نيا شاهرودي محمدحسن، زيبايي هاي معنوي در سيره فاطمي